خانه » اقتصادی » چه کسی می توانست اقتصاد ایران را تبدیل به ونزوئلا کند؟

چه کسی می توانست اقتصاد ایران را تبدیل به ونزوئلا کند؟

۱) ایام انتخابات را که یادتان هست! ایامی که ” رقیب هراسی” و “دادن وعده های فیک” شده بود محور مشترک تبلیغات روحانی و حامیانش! و در راستای همین رقیب هراسی مدام در شیپور فریب می دمیدند که با آمدن فلان کاندیدا اوضاع اقتصادی کشور چیزی میشود شبیه ونزوئلای امروزی!
شعار می دادند یا ” ادامه سیاستهای روحانی و اصلاحات اقتصادی تدریجی یا افتادن در تله پوپولیزم و تبدیل به ونزوئلا شدن! ” اتفاقا در همان ایام بود که اندیشکده امریکایی گیت استون در تحلیلی مدعی شد که اگر روحانی فاتح انتخابات ۹۶ شود ” فلج خواهد شد” حالا اما به یمن وجود نئولیبرالهای وطنی همان اتفاق افتاده و این اقتصاد فلج با افزایش روزافزون قیمتها آن هم به صورت روزانه سبب شده تا تورم ونزوئلا را هر روز بیش از پیش با گوشت و پوست و خونمان حس کنیم! تورمی که اگر آن را با سنجه واقعی که همانا جیب مردم است بسنجیم اوضاع را بسیار بحرانی تر از آمارسازی های دولتی روایت می کند!
۲) تجربه ونزوئلا می گوید هر دولت و جریانی که با تسهیل واردات از محل پول نفت سیاست جایگزینی تولید را در پیش بگیرد و از محل درآمد نفت کالا و خدمات خارجی را بی رویه جایگزین تولید داخلی نماید در حال ونزوئلائیزه کردن کشورش است! و این دقیقا همان سیاستی است که دولت در پیش گرفته،  از سنگ پا تا قلوه سنگ و از مسواک و بیل تا کود انسانی و….لیست خریدهای دست و دلبازانه دولتمردان در پسا برجام است که سبب شده تا (ان ایی ار) داستان خریدهای دست و دلبازانه دولتمردان در پسابرجام را چنین تیتر کند: ” با رفتن تحریم ها، ایران به یک خریدار عیاش در اروپا تبدیل شد.”
تبدیل شدن کشور به یک خریدار عیاش از صدقه سر مدیران لیبرالی است که گوی سبقت را از پدر لیبرالیسم یعنی آدام اسمیت هم ربوده اند، در حالیکه او ثروت یک کشور را مساوی با قدرت تولیدی آن کشور می داند ولیکن پیروانش در داخل با بی اعتنایی به تولید ملی دست در جیب خود کرده و با فروش نفت خام از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را وارد می کنند و در حالیکه نفت مملکت را مدیریت می کند آنها ادعای مدیریت مملکت را دارند! و این در حالیست که در کشورمان برای مقابله با بحران بیکاری و تبدیل آن به فرصتی اقتصادی باید سالانه یک میلیون فرصت شغلی پایدار ایجاد شود که در اثر سیاستهای غلط دولتمردان و عدم حمایت از واحدهای تولیدی، کارخانجات و کارگاههای کوچک و بزرگ روز به روز کرکره هایشان را پایین می کشند و حجم انبوه کالاهای وارداتی سبب شده تا کارگاه های تولیدی به ساختمانهای خالی از تولید و کارگر ایرانی تبدیل شوند!
اتفاقا همین سیاست هاست که ایران را به سمت ونزوئلائیزه شدن سوق می دهد و دشمن را در اجرای سیاستهای تحریمی اش مصمم تر می کند تا جائیکه ترامپ با خنده با مکرون تماس می گیرد و می گوید: ” آنها (ایرانی ها) پول کلانی می دهند. نگران تحریمهای ایران نباشید. تا می توانید پول آنها را بگیرید.”
۳) این روزها کم نیستند مردمی که منتقد وضعیت اقتصادی حاکم بر جامعه هستند و این شرایط نامناسب اقتصادی برای آنها مشکلات عدیده ای را در زندگی روزمره ایجاد کرده! آیا این وضعیت از حقوق شهروندی است که مالک هر روز صبح از خواب بیدار شود و هر قیمتی را که دلش خواست بر روی ملک خود بگذارد؟ قیمت خانه به هزار و یک دلیل انقدر گران شده که خرید آن برای بخشهای زیادی از مردم عادی در عالم رویا میسرتر است تا عالم واقعیت!
خودرو هم در غیاب رقیب و سایه انحصار و بدون ارتقای کیفیت و ایضاء شعبده بازی دلالان همچنان به سیر صعودی قیمت خود ادامه می دهد! سکه که براستی نماد بی تدبیری دولت در حوزه اقتصادی است از یک میلیون دویست هزار تومان سال گذشته به بیش از دومیلیون و چهارصد هزار تومان رسیده! و آنچه سبب رنجش خاطر عامه مردم شده گرانی های بی حساب و کتابی است که سفره کوچک آنها را کوچکتر کرده و پدر را در برابر اهل منزل شرمنده! گرانی هایی که بی رحمانه چنگ به جیب ها و کیسه های نه چندان پر مردم می زند و اه از نهاد کم درامدها که تعدادشان هم کم نیست درمی آورد! کار به جایی رسیده که روزنامه اصلاح طلب ابتکار می نویسد شرایط فعلی بازارهای ارز و طلا در ایران شبیه به ابتدای مسیر انحطاطی است که ونزوئلا در ان قرار گرفته بود! با وجودی که صدای اردوگاه اصلاح طلبی هم درامده پاسخ مسئولان اما نسبت به این اقتصاد متلاطم در یک جمله خلاصه میشود: “حباب است دست نگهدارید”
براستی چه کسی مسئول این نابسامانی است؟! چرا تحرکی از ژنرالهای خسته دولت تدبیر دیده نمیشود؟! آیا قرار است کار به بحران بکشد؟! آیا قرار است با بالا بردن حس نارضایتی عمومی و فشار بر حاکمیت از پائین بساط میز مذاکراتی دیگر را پهن کنند و چانه بزنند بر سر نفوذ منطقه ای!
۴) کاهش تورم و کنترل سطح عمومی قیمتها که از دستاوردهای ادعایی دولتمردان بود حالا به شدت رنگ باخته است. دیگر کسی با یک دلاری و هزار تومانی نمی رقصد و هر کس به سبکی پشیمانی خود را ابراز می کند! از سلبریتی ها که مردم را با گوشت کیلویی ۵۰ هزار تومان تنها گذاشتند تا مردم کوچه و بازار همه شده اند رفیق نیمه راه و گویا دیگر قرار نیست تا ۱۴۰۰ روحانی را همراهی کنند!
اصلاح طلبان هم که تا دیروز رفیق گرمابه و گلستان شیخ بوده اند امروز تره هم برایش خورد نمی کنند تا بی عملی دولت در تمام حوزه ها من جمله اقتصاد دامنشان را نگیرد! مصداق بارزش همین زیباکلام است که می گوید: ” روحانی هیچ کاری نکرده و اگر امروز انتخابات برگزار شود، مردم به او رای نمی دهند.”
راستی ایام انتخابات را که یادتان هست!؟
۹۲ می گفتند با جلیلی و ۹۶ می گفتند با رئیسی اقتصاد ایران به سمت ونزوئلائیزه شدن می رود! نرخ ارز چند برابر میشود! سقف قیمتی کالاها شکسته میشود و …حالا اما همه این اتفاقات با حضور جناب روحانی رخ داده و تنها دلخوشی مردم این است که در ” پیاده روها دیوار نکشیده اند” …به هرحال یاداوری آن روزها الزامیست. البته نه برای سرزنش مردم که برای جلوگیری از تکرار خطاها! برای اینکه بدانیم هرچه بکاریم همان را درو می کنیم.
امیر زاهد
برچسب ها :

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است