خانه » سیاست داخلی ایران » بازی با گشت ارشاد، فیلترینگ اینترنت و رابطه با امریکا برای فرار از گزارش عملکرد اجرایی ۱۰۰۰ روزه

بازی با گشت ارشاد، فیلترینگ اینترنت و رابطه با امریکا برای فرار از گزارش عملکرد اجرایی ۱۰۰۰ روزه

گروه سیاسی انتخابات – محمدحسن روزی طلب: 1- «به ما رأی دهید که آنها نباشند!» این مهمترین استدلال جریانی است که در چند سال اخیر روی کار آمده اند. سال 92 با این استدلال که «به مذاکره رأی دهید نه جنگ!» کاندیدایشان را برنده انتخابات کردند. بعد از دو سال و نیم همکاری یک طرفه با مجلس نهم که منجر به آرای بالای 200 تایی وزرای کابینه اعتدال و تصویب 20 دقیقهای برجام شد، شعار «تغییر صدر وذیل مجلس» را سر می دهند و جالب آن که رئیس مجلس را سر لیست خود در قم و رئیس فراکسیون اکثریت را عضو لیست پایتخت می کنند!

 

بعد از انتخابات نیز سرمست از موفقیت نسبی، دوگانه اصلی انتخابات را برجامیان و نابرجامیان عنوان کردند و پیروزیشان را پیروزی برجام به معنای «حل شدن در اقتصاد و سیاست جهانی» عنوان می کردند.

 

اصولاً در عرصه سیاست «دوقطبی ها» فراوانند، زمانی در سال 76 ناطق نوری و در سال 78 هاشمی رفسنجانی دیو می شوند و با اتکا به کوبیدن آنها رأی کسب می شود و زمانی آنها منجی جریان می شوند!

 

۲- «دوقطبی سازی» کار سیاسیون است و آنها با این ترفند به حیات سیاسی شان ادامه می دهند؛ اما درعرصه واقعیت ممکن است، این دوقطبی های مجازی روزی به کار آید اما در انتهای کار حتماً پشیمانی به بار خواهد آورد؛ چون مبنای آن سیاسی کاری و فریب است. فریب را هم دوامی نیست چون انتخابات ها پیاپی پشت سر هم می آیند و افراد سیاسی نیازمند تجدیدنظر در روابط و راهبردهای‌شان هستند.

 

امروز هم از سوی دولت مستقر و همراهان همراه و ناهمراهش، انواع و اقسام دوقطبی ها را برای ادامه حیات سیاسی به کار می گیرند. زمانی که امید برای اصلاح امور اقتصادی و رونق، کم کم به ناامیدی می گراید و کوه برجام موش می‌زاید و Almost nothing (تقریباً هیچ) به مخاطبان خارجی و داخلی تحویل می دهد، آن گاه دوقطبی های کاذب پدید می آید.

 

۳-  دوقطبی سازی بر سر فیلترینگ اینترنت، گشت ارشاد، رابطه با امریکا و حتی پیامکهای روز انتخابات! موضوعاتی است که رئیس دولت یازدهم با آنها بازی می کند تا پاسخگوی 1000 روز ریاست بر قوه مجریه نباشد. البته در این میان نقش دولت گذشته را نیز نباید از یاد برد!

 

امروز که نه ۱۰۰ روز از آغاز دولت که بیش از ۱۰۰ روز از اجرایی شدن برجام و بتن ریزی بر قلب صنعت هسته ای کشور گذشته است، شاید معدود مهمانان گزینشی در سمینارها را بتوان با این سخنان به وجد آورد و سوت و کف و هورا از آنها گرفت اما این کف روی آب است.

 

رئیس دولت یک رو برجام را آفتاب تابان و روز دیگر ابر شتابان می خواند همان گونه که پیش از توافق حتی آب خوردن را به آن گرده زده بود! ولی خود نیز می داند نزدیک به ۹۰ درصد از مشکلات مربوط تحریم، راه حلی نداشته است و رفت وآمدهای پسابرجامی به تعارف و تفاهم های اولیه گذشته است و حتی پرونده ایرباس های جنجالی نیز بایگانی شده و تنها عکس یادگاری آن به جامانده است.

 

۴-  رببس جمهور و حلقه اولش مجری و ناظر برجام شده اند و گزارش وزارت امور خارجه ایران درباره اجرای برجام توجیه گر اقدامات طرف بدعهد و غیرقابل اعتماد امریکایی شده است. آسیب شناسی و ریشه یابی مشکلات جای خود را به دفاع کورکورانه از برجام داده است. پیگیری حقوق و مطالبه تعهدات طرف مقابل جایش را به التماس داده و تنها تهدید طرف ایرانی به جز فشارهای ایمیلی، این گزاره است که «اگر ما را تحویل نگیرید، در انتخابات آینده رأی نخواهیم آورد!»

 

به جای رفوی منافذ برجام و مقابله به مثل با بدعهدی ها و خباثت های امریکا مانند دزدی ۲ میلیاردی، این و آن در داخل کشور متهم می شوند.

 

در اقتصاد نیز کمابیش وضعیت همان گونه است. از صدها فرمان و ریل گذاری اقتصادی، به کارهای جاری اکتفا شده و روزمرگی حرف اول را می زند. کار به جایی رسیده است که کلمات معنای خود را از دست داده است و رببس جمهور در تعطیلات نوروزی اش می گوید که «کیش نماد اقتصاد مقاومتی است!»

 

۵-  با وعده های 100 روزه و دوقطبی های کاذب شاید بتوان یک انتخابات را برد اما نمی توان کشور را اداره کرد.

برچسب ها : ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است