خانه » سیاست داخلی ایران » نقش روحانیت در مدیریت بحران ها کمرنگ است/ روحانیت علمدارِ پرچم عدالتخواهی علیه اسلام سرمایه داری باشد

نقش روحانیت در مدیریت بحران ها کمرنگ است/ روحانیت علمدارِ پرچم عدالتخواهی علیه اسلام سرمایه داری باشد

گروه معارف – انتخابات: روحانیت در طول تاریخ همیشه سردمدار اعتراضات و مطالبات به حق مردم بوده است؛ هر جا سخن حقی به چشم می خورد روحانیت در صف اول آن دیده می شد. امروز هم حضور روحانیت در صف اول مطالبات به حق مردمی لازم است. این اقدام هم می تواندنفوذ و محبوبیت روحانیت را در میان مردم روز به روز افزایش دهد و هم می تواند از کشانده شدن مطالبات به حق مردمی و مطالبه گری به نحو صحیح به اغتشاش هدایت شده توسط ضد انقلاب جلوگیری نماید. 

 

 

امروز روحانیت، علمدارِ پرچم عدالتخواهی علیه اسلام سرمایه داری باشد

 

روحانیت همیشه در حرکت های اجتماعی پیشگام توده های مردم بوده است. اولین و مهمترین تظاهرات در اعتراض به مقاله رشیدی مطلق به خاطر توهین به مقام شامخ ولایت و جایگاه عظمای مرجعیت روحانیون قم بودند که رژیم سفاک پهلوی دست به سلاح برد و با ریختن خون شهیدان جرقه تداوم انقلابی که در خون شیعه جریان دارد را زد و بعد از این واقعه تاریخی تظاهرات مراسم چله شهدای قم در تبریز موجب استمرار انقلاب گشت و در نتیجه به پیروزی رسید.

 

در نهضت مشروطیت نیز روحانیون در صف مقدم بودند. در نهضت جنگل، رهبری حرکت به دست یک روحانی شجاع بود. به هر حال روحانیت به عنوان طبقه بیدار جامعه همیشه رسالت رهبری حرکت های انقلابی را نیز به عهده دارد و این نیز صرفا به خاطر مردمی بودن و در کنار مردم با ارتباطات گسترده داشتن است. روحانیت در غم ها و شادی ها بامردم و در جوار آنان بوده و هست، این ویژگی یک امر ذاتی میباشد که نیاز متقابل باعث می شود تا آنان  برای همیشه در کنار هم باشند. در رامیان نیز آیت الله شیخ عبدالحسین جعفری در نهضت مشروطیت در کنار مردم به حمایت از مشروطیت برخاست اگر چه قبل از وی شیخ یعقوب چنین بود و شیخ امامی و شیخ سلمان شاهرودی و شیخ رئیسی و شیخ ایمانی و شیخ حسینی واعظ رامیانی هر یک رسالت خطیری را در بیداری مردم کشیدند و با تمام وجود با جهل گمراهی و نادانی مبارزه کردند. هیچگاه نمی توان منزلت روحانیت را در تحرکات مردمی نادیده گرفت آنان مشعل داران همیشه هوشیار توده های مردم، مسئولیت مهمی را در هدایت نهضت های اجتماعی ایفا کردند.

 

روحانیتِ عدالتخواه علیه استبداد و استعمار پهلوی-آمریکایی

 

نقش روحانیت در اسقاطِ حکومت دیکتاتور پهلوی نیز مرجع بود. به جرأت مي توان گفت كه روحانيت در تحولات سياسي و اجتماعي ايران نقش مرجع و هدايت كننده و ديرينه اي داشته و تنها گروهي بوده است كه توان به جنبش درآوردن توده ها را داشته است. همين نقش در شكل گيري، پيشبرد و پيروزي انقلاب اسلامي ايران، پررنگ‌تر قبل از به ظهور رسيد و همگان نفوذ و اقتدار معنوي و سياسي اين گروه پرنفوذ را به عينه مشاهده نمودند.

 

بي گمان سرآغاز نهضت مردمي ايران بر ضد حكومت شاهنشاهي از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ محسوب مي گردد كه رهبري تعيين كننده روحاني آگاه همچون امام خميني (ره) در اين نهضت نشان دهندة‌ اهميت و ميزان تاثير روحانيت در هدايت اين جنبش اسلامي است و با تبعيد ايشان به خارج از كشور در دوران تبعيد 15 سالة او از وطن، هر چند شخص او در ميان مردمش نبود ولي مشي و هدف او در ميان مردم وجود داشت و با انتشار سخنراني ها و اعلاميه هاي شورانگيز خود، مردم را به ادامة‌ روند نهضت دلگرم تر مي نمود. از اين گذشته، شاگردان و مريدان روحاني او به عنوان حلقة واسطه،‌ ارتباط امام با ملت را حفظ كرده و در غياب او، رهبري و هدايت نهضت در داخل ايران را بر عهده گرفتند.

 

البته اين عمل،‌ پيامدهاي سختي نيز به همراه داشت. دستگيري، شكنجه،‌ آزار و اذيت و حتي ‌شهادت برخي از ياران صميمي امام از سوي رژيم ديكتاتوري پهلوي چالش هايي را متوجه رهبري روحانيت نمود اما اين چالش ها هرگز موجب ايستايي و رخوت رهبري آنان نشد، تا اينكه در بهمن 1357 رهبري چندين ساله نهضت مردم ايران توسط روحانيت آگاه موجب سقوط سلطنت 2500 سالة‌ شاهنشاهي ايران شد. و اگر اين رهبري و پيروي مردم از علماي دين نبود قطعاً انقلاب پيروز نمي شد و هنوز حكومت طاغوت ادامه داشت. در اغلب جنبش هاي توده اي ايران، علماء و روحانيون نقش كليدي در برانگيختن توده هاي مسلمان داشته اند.

 

از نقش آنان در جنبش تنباكو و بعد از آن انقلاب مشروطه گرفته تا ده ها رويداد ديگر، حكايت از اين مي كند كه قدرت مرجع تقليد در بسيج توده هاي مردم از هر كس ديگر بيشتربوده است و در انقلاب شكوهمند اسلامي كه در اواخر دهه پنجاه به وقوع پيوست در حقيقت مي توان گفت روحانيت از طريق مساجد ومنابر و مراسم مذهبي بسيار تاثير گذار بوده است:«يعني روحانيت در مكان هاي مذهبي و عبادي درحين بيان احكام وتكاليف, جلسات آگاهي بخشي را در خصوص اسلام ستيزي رژيم پهلوي و همچنين در جهت هدايت وبسيج مردم وبه صحنه آوردن آنان برعليه رژيم تشكيل داد و به عبارتي مي توان گفت : «طبقة‌ وسيعي از تحصيل كرده ها، دانشجويان، طبقة سياسي جديد و تهيدستان شهري تحت تاثير و سازماندهي مساجد ستون فقرات سياست نوين مردمي را فراهم ساختند.»؛ اين گونه جاذبه ها در واقع تحت تاثير روحانيون برجسته اي صورت مي گرفت كه جوان ها به آن اعتقاد و اعتماد داشتند. مانند دكتر محمد مفتح در مسجد امير المومنين ـ عليه السّلام ـ درمنطقه امير آباد، آيت الله سعيدي در مسجد موسي بن جعفر ـ عليه السّلام ـ و همين طور مساجدي مانند هدايت، الجواد كه توسط روحانيون برجسته اي مانند: شهيد هاشمي نژاد، شهيد مطهري، آيت الله خامنه اي، … هدايت مي شد. مساجد همچنين عامل مهمي در تكثير و ارسال پيام هاي رهبران انقلاب به پيروان در اقصي نقاط كشور بودند.

 

از اين گذشته، عمده ترين ابزار روحانيت براي رابطه با اقشار مختلف مردم مساجد و منابر بودند. آيت الله خامنه اي نيز در اين باره مي گويند: «نظام اسلامي به طبيعت خود،‌نظامي وابسته به علماي دين است و علماي دين هم از اين حيث كه در پديد آوردن اين نظام، سهم وافر داشته اند و هم از اين جهت كه مردم دربارة نظام به آن ها مراجعه مي كنند و هم از اين جهت كه خود، از جهات مختلف و در مشاغل مختلف نظام مسئول اند، وظيفة سنگيني به عهده دارند.» (حوزه و روحانيت از نگاه رهبري، دفتر رهبري، ص 241.)

 

نقش روحانیت در مدیریت بحران ها

 

ديگر عواملي كه روحانيت براي بسيج سياسي در انقلاب اسلامي از آن به طور گسترده استفاده نمود، مراسم گوناگون مذهبي از قبيل دهه هاي محرم و صفر و اعياد مذهبي بودند. از اين گذشته برخي از مراسم مذهبي ديگر مانند مراسم ختم و چهلم ها و… نيز بهترين مكان براي آگاهي و بسيج توده ها محسوب مي گشت. حتي جرقه اولين مخالفت ها نيز در مراسم ختم فرزند امام(ره) در سال ۱۳۵۶ زده شد وشايد بتوان گفت آخرين ضربه به رژيم, در عاشوراي سال ۱۳۵۷ زده شد, چنان كه دراين روز دو تا سه ميليون نفر در تهران ۷۰۰ هزار نفر در مشهد و ۵۰۰ هزار نفر در اصفهان راه پيمايي كردند. روحانيت، نقش راهبردي و اساسي خود را در دوران پس از پيروزي انقلاب نيز حفظ كرد. چرا كه انقلاب ها هميشه توام با غليان احساسات توده هاي مردم است.

 

در انقلاب ها، نهادها، سازمانها و تشكلات سنتي جامعه كه حامي و حافظ روابط اجتماعي اند فرو مي پاشد و با توجه به جامعة آرماني مد نظر انقلابيون، بسياري از ساختارهاي سنتي كه ممكن است فوايدي هم داشته باشد دچار تزلزل شده، سازمان ها و نهاد هاي جديدي با نيروهاي تازه نفس، اما بي تجربه به وجود مي آيد كه همة‌ اين عوامل مجموعاً جو جامعه را ناآرام و متشنج مي كند. يكي از مهمترين كار رهبران انقلابي در هر انقلاب، آرام نمودن جو جامعه براي سازندگي و اصلاح ساختارها به صورت قانوني، آرام و بدون هياهوست. روحانيون به عنوان مرجع و محور حركت توده هاي مردم ، نقش به سزايي در آرام سازي جامعه و سامان دهي نهادها و سازمان هاي حكومتي و تثبيت اوضاع داشتند.

 

در نتيجه مي توان گفت كه نقش روحانيت در پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ملت ايران، تعيين كننده و راهبردي بوده است، نقش آنان را مي توان در «رهبري، بسيج توده ها، تبيين و ترويج ايدئولوژي اصيل اسلامي انقلاب، همبستگي ميان نيروهاي مخالف، عامل اصلي ومحوري انقلاب، آرام سازي جامعه و تثبيت اوضاع پس از پيروزي انقلاب اسلامي و ديگر موارد كلي و عمومي مشابه» جستجو كرد.

 

روح الله موسوی خمینی به خوبی نقش «روحانیت متعهد و انقلابی» را بیان نمود: «روحانیت متعهد، به خون سرمایه‌داران زالو‌صفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتی نداشته و نخواهد داشت. آن‌ها با زهد و تقوا و ریاضت درس خوانده‌اند و پس از کسب مقامات علمی و معنوی نیز به همان شیوه زاهدانه و با فقر و تهیدستی و عدم تعلق به تجملات دنیا زندگی کردهاند و هرگز زیر بار منت و ذلت نرفته‌اند. دقت و مطالعه در زندگی علمای سلف، حکایت از فقر و نهایتاً روح پرفتوت آنان برای کسب معارف می‌کند که چگونه در پرتو نور شمع و شعاع قمر تحصیل کرده‌اند و با قناعت و بزرگواری زیستند.» (منشور روحانیت)

 

روحانیت و همگرایی با مردم در مطالبات عدالتخواهانه

 

روحانیت بیدار در همه دولت ها و دوره ها در برابر «انحرافِ عدالتخواهی» توسط مسئولین، برخورد انتقادی نموده و بین «نظام اسلامی» و «نظام دیوانسالاری» تفکیک کردند و مطالبات بحق مردمی را به سمت مسیر صحیح «عدالتخواهانه» و «مبارزه با فساد» هدایت نمودند. پشتوانه مردمی قوه قضاییه به آنان کمک نمود که با فسادهای کلان مبارزه نماید.فساد اقتصادی کرباسچی تا فساد معاون اول محمود احمدی نژاد.امروز نیز با فساد برادر حسن روحانی و اسحاق جهانگیری و حمید بقایی و… در حال جدال است.مردم با روح الله «انقلاب عدالتخواهانه» کرده و اسلام را عمیق ترین و بهترین پاسخ برای برپایی حکومت اسلامی و اقامه عدالت دیدند و همچنان بر این باور داشته که «اسلام به ذات خود ندارد عیبی،هر عیب که هست از مسلمانی ماست».

 

امروز مردم شاهد دروغ گویی های مکرر حسن روحانی،بی فرجامی برجامی که آن را فتح الفتوح می خواندند،کاستن عزت ایرانی،انفعال دستگاه دیپلماسی در برابر استکبار،منفعت گرایی دولتی ها،شکل گیری ظالمانه نجومی خواران در زیر قبای دولت روحانی،تنبلی دولت در اقتصاد،عدم مبارزه حقیقی و جدی و حداکثری با فساد اقتصادی،بازی های سیاسی و رانتخوارانه مجلس و…هستند و آنان را دچار ابهام در آینده نموده است.مردمی که روح الله آنان را «صاحبان انقلاب» خواند و مستضعفین نام نهاد. امروز روحانیت نیز همچون گذشته به رسم رویکرد عدالتخواهانه لازم بوده که در کنار مردم باشد. حضور روحانیت در اجتماع بیش از پیش دارای منفعت بوده و نقش آنان که در نهضت عدالتخواهانه علیه استبداد سیاه پهلوی،نقش موثر و حقیقی بر ساحت جامعه بود،امروز در اعتراضات علیه اسلام سرمایه داری،اسلامِ منهای عدالتخواهی،اسلام کاریکاتوری،فقر و تبعیض ِ حاصل شده از سیاست های اقتصادی لیبرالی همچون سابق نیازمند پر رنگ تر شدن است.

 

ضدانقلاب و اغتشاشگران در مسیر باطل و تنش آفرین خود با مردم خوب ایران که عاشقان سینه چاک سیدالشهدا علیه السلام هستند، فرسنگ ها تفاوت ماهوی دارند.اغتشاشگران، مزدوران با مزد یا بی مزد آنانی هستند که حتی با ملی شدن صنعت نفت ایران مخالف بوده و مقدمات و عوامل سقوط دکتر مصدق نیز که به آمریکایی ها اعتماده نموده بود،فراهم نمودند.

 

روحانیت و بحران زدایی

 

مردم با رژیم طاغوت پهلوی درافتادند و با اسلام آمریکایی و اسلام سرمایه داری نیز مبارزه خواهند نمود.باید گفت اعتراضات مردمی به اقتصاد و فساد،فقر و تبعیض است؛اعتراض علیه نجومی بگیران مفسد.مقصران وضعیت موجود که شدیدترین ضربه ها را به اقتصاد کشور وارد و کسب و سودهای نجومی بگیران را رونق بخشیدند.اسلام سرمایه داری و اشرافیت گرا،مردم را به ستوه آورده است.ریشه های این اعتراضات، عقیدتی نیست که روحانیت در حال استخاره گرفتن است که آیا از آن حمایت نماید یا خیر. امروز مراجع تقلید،علما و فضلای دینی ما به ستوه آمده اند و در کنار مردمان خوب سرزمین مان هستند و این «همگرایی» حتی به دولت نیز کمک نموده تا فضای سیاسی و عمومی کشور توسط ضدانقلاب و براندازان به سمت «بحران» سوق داده نشود.مثلث دولتِ اشرافیت گرا،مجلسِ لابی گر،قوه قضایِ منفعل و سرگردان وضعیت موجود را تولید نموده و روحانیت باید در برابر تولیدِ مثل آن بایستد.

 

روحانیت که خود جز قشر کم بضاعت و حتی با جرئت میتوان گفت زیر خط فقر بوده،درد ناشی از این بلیّه را به خوبی با پوست،خون و گوشت خود لمس نموده است.امروز مسئولینِ کم کار و تنبل و پیر باید پاسخ گو بوده و از این محکمه عدلِ عمومی فرار نکنند.جریان انقلابی با درایت و کیاست به سمت مدیریت اعتراضات و مطالبات مردم رفته و اغتشاشگران مزدور را از، صف مردم خوب کشورمان جدا نمایند. قطعا مردم ایران مطالبات خوب و برآورده شدن آن را از متنِ سیاست های خشن مجاهدین خلقی،سلطنت طلبان و آمریکایی دنبال نکرده و در برابر آن می ایستند.

 

ای روحانیت آگاه،امروز جنبش عمومی مطالبه گری و عدالتخواهیِ روح اللهی را علمداری کنید که فصل این ایام به نفع اسلام خمینی و مستضعفین خواهد بود که:« وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ ؛ما مي‌خواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم.»

 

حضور امام جمعه شیراز در بین بازاریان،حضور امام جمعه تبریز در بین مردم،مواضع عدالتخواهانه آیت الله علم الهدی علیه فساد،حضور فرماندهان سپاه و نیروانتظامی در بین معترضان، مواضع حمایتی مراجع تقلید از مردم الگو و مدل مناسب سیاست ورزی عدالتخواهانه علیه اسلام سرمایه داری و اسلام اشرافیت زده است.امامان جمعه و روحانیت این فرصت را که به نظام اسلامی و اجرای عدالت در سطح وسیع کمک می نماید،از دست ندهند.

 

برچسب ها : ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است