خانه » سیاست داخلی ایران » روحانی و ظریف رکورددار مذاکرات بی فایده و عبور از خطوط قرمز/ سابقه سال‌ها اتلاف سرمایه‌ی مردم را با کدام آب و صابونی می‌توان شست؟

روحانی و ظریف رکورددار مذاکرات بی فایده و عبور از خطوط قرمز/ سابقه سال‌ها اتلاف سرمایه‌ی مردم را با کدام آب و صابونی می‌توان شست؟

گروه بین الملل-انتخابات: آخرین فرصت سوزی او استعفای بدهنگام همزمان با سفر بشاراسد به تهران بود، استعفایی که اگرچه به بهانه دعوت نشدنش توسط حسن روحانی در جلسه با اسد بود اما نقش زیادی در به حاشیه رفتن این موفقیت بزرگ منطقه ای ایفا کرد. اما نگاهی به برجام اروپایی نشان میدهد فرصت سوزی و هزینه سازی او یا از ناتوانی اش در اداره دستگاه سیاست خارجی کشور ناشی می شود یا از ضعف دانش دیپلماسی و روابط بین الملل. اما این ضعف بارز لیبرال ها نزدیک به ۱۵ سال است که در قبال آمریکا و اروپا دیده می شود؛ از مذاکرات بروکسل و تهران تا وین و لوزان. آخرین ورژن عبور از خطوط قرمز و اتلاف سرمایه کشور را می توان در برجام اروپایی دولتی ها شاهد باشیم.

 

به گزارش انتخابات؛ ۱۸ اردیبهشت ۹۷ بود که آمریکا با خارج شدن یک طرفه از برجام از وظایف خود در قبال تعطیلی برنامه هسته ای ایران شانه خالی کرد. در حالی که انتظار میرفت با تبدیل شدن نتیجه برجام از «تقریبا هیچ» به «یقینا هیچ» دولت روحانی نیز پایان تعهدات یک طرفه خود را اعلام کند در اتفاقی عجیب روحانی به سرعت پشت تریبون آمد و اعلام کرد که برجام را با اروپایی ها ادامه میدهند. این اتفاق خبر خوشی برای دشمنان ایران بود که باعث نفس راحت کشیدن آمریکا شد؛ چراکه نه تنها محدودیت های ایران حفظ شد بلکه هیچ امتیازی نیز به دست ایران نرسید.

 

 

 

رهبرانقلاب پس از این تصمیم دولت، شروطی را برای ادامه برجام با اروپا اعلام کردند. شروطی که درصدد بود تا خسارت های مسیر اشتباه دولت را کاهش دهد. اما دیپلماسی منفعلانه و غرب گرای دولت همراه با خباثت اروپا و آمریکا بار دیگر منجر شد تا ظریف همچون برجام از خطوط قرمز منافع ملی عبور کند.

 

رهبرانقلاب در حالی از دولت میخواست که جبران کم کاری اروپا در برجام و حتی قبل از آن را هم پیگیری کنند که طریف حتی توان دفاع از شروط رهبرانقلاب برای ادامه برجام را نداشت: کشور اروپایی در ۱۳-۱۴سال قبل یک بدعهدی بزرگی کردند در مذاکرات هسته ای سال۸۳-۸۴، قول دادند و عمل نکردند، باید ثابت کنند امروز آن بی صداقتی و بدعهدی آن روز را نخواهند داشت. در دوسال گذشته آمریکا بارها برجام را نقض کرده است و اروپایی ها ساکت مانده اند. اروپا باید آن سکوت را جبران کند.

 

 

رهبرانقلاب ۵ شرط را برای ادامه برجام با اروپا مطرح کردند که عبارت بود از:

۱٫ «آمریکا قطعنامه‌ی ۲۲۳۱ را نقض کرده است؛ اروپا باید یک قطعنامه علیه نقض آمریکا، صادر کند.» این شرط نه تنها رخ نداد که تاکنون دیده نشده است که حسن روحانی یا ظریف برای این مهم تلاشی انجام دهند.

 

۲٫ «اروپا باید متعهد شود که بحث موشکی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی را مطرح نخواهد کرد.» زیاده خواهی اروپا هر روز بیش تر از روز دیگر شده است و تقریبا هیچ موضعی از اروپایی ها دیده نشده که در آن به دخالت در امور دفاعی یا منطقه ای ایران پرداخته نشده باشد.

 

۳٫ «اروپا باید با هر گونه تحریم جمهوری اسلامی مقابله کند و مقابل تحریم‌های آمریکا صریح بایستد.» هیچ اراده سیاسی تاکنون از جانب اروپا برای مقابله با تحریم های آمریکا نشده است. تاجایی که رهبرانقلاب در حضور حسن روحانی به نقل جمله ای از ترزا می میپردازد که حتی از آمریکا نیز برای تحریم ایران تلاش بیشتری میکند. اروپا حتی با بهانه اینکه نمی تواند شرکت های خصوصی را مجبور به رابطه با ایران کند که حتی شرکت ها و بانک های دولتی این کشور هم حاضر به همکاری با ایران نشده اند و تمام هزینه های برجام را یک طرفه از جیب ایران پرداخت میکنند.

 

۴٫ «اروپا باید فروش کامل نفت ایران را تضمین کند. چنانچه آمریکایی‌ها توانستند به فروش نفت ما ضربه بزنند، باید بتوانیم آن مقدار نفت که می‌خواهیم بفروشیم. اروپایی‌ها به‌نحو تضمین‌شده‌ای باید جبران کنند و نفت ایران را خریداری کنند.» هیچ تضمینی اروپا به ایران نداده و حتی اعلام کرده که با وجود فشار آمریکایی ها تضمینی هم نخواهد داد!

 

۵٫ «بانک‌های اروپایی باید تجارت با جمهوری اسلامی را تضمین کنند. ما با این سه کشور دعوا نداریم، اما اعتماد نداریم به آن‌ها؛ آن هم متکی است به سابقه‌شان.» به هیچ عنوان مذاکرات دولت با اروپایی ها نتوانست این تجارت را تضمین کند. حتی اروپا با اعلام کانال مالی تخیلی اینستکس وعده های جزئی و پوچی به ایران داد. البته این وعده ها که ماه ها از آن میگذرد با این پیش شرط انجام شده است که ایران اطلاعات مالی خود را در اختیار FATF قرار دهد؛ رخدادی که کارشناسان نه تنها دیگر آن را کانال مالی معرفی نمیکنند که حتی مانعی بر سر راه دور زدن تحریم ها میدانند.

 

 

 

نقض این شروط رهبرانقلاب توسط اروپا و عدم پیگیری و توانایی لازم توسط دولتمردان البته به همین امر ختم نمیشود. قبلا در مذاکرات برجام هم ظریف به صراحت اعلام کرده که نتوانسته خطوط قرمز کشور را مراعات کند، امری که خود زیرساخت مشکلات امروز شده است. رهبرانقلاب در روز عید سال ۹۵ در این خصوص به اعتراف ظریف اشاره کرده و گفتند: «وزیر خارجه‌ی محترم ما در مواردی به بنده گفت که ما [مثلاً] اینجا را یا این خطّ قرمز را دیگر نتوانستیم حفظ کنیم. معنای این همین است»

 

بعدها رهبر انقلاب یکی از علل عبور از منافع ملی کشور را عجله و بی توجهی دانسته  و در دیدار فرماندهان و مسئولان نیروی دریایی ارتش(7 آذر 95)  فرمودند: «مشکلات فعلی در توافق هسته‌ای، به‌خاطر عجله در زودتر به سرانجام رسیدن توافق است… وقتی عجله داریم که کاررا زودتر تمام کنیم و به جایی برسانیم، از جزئیات غفلت می‌کنیم و گاهی غفلت از یک امر جزئی، موجب ایجاد رخنه و نقطه‌ی سلبی در آن کار می‌شود، بنابراین باید مراقب بود که کارها متین، محکم و با شتاب مناسب انجام شود».

 

 

خطوط قرمز برجام مذکور به‌شرح ذیل بود:

ــ  لغو فوری تحریم‌های اقتصادی، مالی و بانکی هنگام امضای موافقتنامه و سایر تحریم‌ها در فواصل معقول

ــ منوط نشدن لغو تحریم‌ها به اجرای تعهدات ایران (همزمانی و توازن تعهدات)

ــ عدم پذیرش محدودیت‌های بلندمدت

ــ ادامه کار تحقیق و توسعه وساخت‌وساز در زمان محدودیت

ــ مخالفت با موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس

ــ مخالفت با بازرسی‌های غیرمتعارف، پرس‌وجو از شخصیت‌های ایران و بازرسی از مراکز نظامی

ــ مخالفت با زمان‌های 15 و 25 سال برای اتمام برخی موضوعات

 

با مروری کوتاه بر خطوط قرمز اعلام‌شده از سوی رهبر معظم انقلاب و سپس با بررسی نحوه اجرای این خطوط قرمز توسط دولت، پی می‌بریم که فاجعه برجام دقیقاً بر اثر نافرمانی از این فرامین روشنگر بود. نه تنها خط قرمز رهبرانقلاب در بلندمدت نبودن این توافق و محدودیت های خارق العاده بازرسی های غیر متعارف که حتی به بازرسی های سرزده از دانشگاه ها رسیده است تحقق نیافت که تحریم های اقتصادی به عنوان اصلی ترین دلیل مذاکرات نیز محقق نشده و امروز دولت روحانی با وعده عقب نشینی در FATF و دادن اطلاعات مالی کشور سرآب رفع محدودیت های اقتصادی کشور را وعده می دهد.

 

چگونه خطوط قرمز اصلی رهبر انقلاب در مذاکرات سال ۸۲ نقض شد؟

 بر اساس کتاب خاطرات روحانی، در جریان مذاکرات سال 82 رهبر انقلاب با تعلیق تاسیسات هسته ای کشور تنها به معنای «تعلیق گازرسانی به سانتریفیوژها در نطنز» موافقت می کنند اما در نهایت تیم مذاکره کننده هسته ای وقت با عبور از این خط قرمز آشکار رهبر انقلاب، در مذاکرات بروکسل تعلیق به معنای گسترده تری از جمله تعلیق گازرسانی به سانتریفیوژها، ساخت قطعه و هر گونه مونتاژ را می پذیرد. هر چند این عقب نشینی ها هم در نهایت بی فایده بوده و سه کشور اروپایی به هیچ یک از تعهداتشان درباره ایران وفادار نبودند.

 

در این باره رییس جمهور در صفحه ۱۶۶ کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای» با اشاره به سفر البرادعی در مهرماه 82 به تهران به بخشهایی از مذاکراتش با مدیرکل وقت آژانس بین المللی انرژی اتمی اشاره کرده و می نویسد:

 

«به البرادعی گفتم شما یک حقوقدان هستید من هم یک حقوقدانم. آیا از لحاظ حقوقی تعلیق غنی سازی غیر از توقف موقت گازدهی است؟ آیا نظر شما غیر از این است؟ گفت نه، دقیقا تعلیق گازدهی کافی است.»

 

 

در ادامه آقای روحانی در صفحه ۱۷۸ این کتاب ضمن اشاره به دیدارش با مقام معظم رهبری و تلاش برای اقناع ایشان برای تعلیق غنی سازی، توضیح می دهد: «در ملاقات حضوری با مقام معظم رهبری هم جزییات را مطرح کردم، حتی توضیح دادم که کارشناسان می گویند اصلا تعلیقی صورت نگیرد، کار پیش نمی رود. وزرای سه کشور هم گفته اند که اگر تعلیقی در کار نیست سفر ما به ایران منتفی خواهد بود. توضیح دادم که نظر البرادعی هم در مورد تعلیق این است که تعلیق گازدهی نطنز کافی است. در نتیجه معظم له در این ملاقات با تعلیق در حد تعلیق گازدهی نطنز موافقت کردند.»

 

روحانی در ادامه در صفحات ۱۸۶ و ۱۸۷ کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای به روایت تخلف البرادعی از وعده اش به ایران می پردازد و می نویسد:

 

«در مذاکرات تهران (سعد آباد) تعلیق را در حد مجوزی که از سران نظام داشتیم و در چارچوب توافق با البرادعی قبول کردیم و لذا در بیانیه نوشته شد: در “چارچوب تفسیر آژانس” البته البرادعی بعدا تحت فشار اروپا تخلف کرد و آژانس هم با تفسیر جدیدی علاوه بر نطنز، قطعه سازی و مونتاژ را هم جزو موارد تعلیق اعلام کرد … خطاب به البرادعی اضافه کردم که شما در تهران به من گفتید معنای تعلیق در حد گازدهی است. چرا تخلف کردید؟ گفت نظر من همان است که در تهران گفتم ولی این تفسیر گروه فنی ما است!»

 

دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی کشورمان در ادامه کتاب خاطرات هسته ای خود در صفحه ۲۱۵ با اشاره به سفرش به وین در پاییز ۸۲ و دیدار با البرادعی می نویسد: 

 

«البرادعی گفت ما معنای تعلیق در بیانیه را در آژانس این گونه تفسیر کردیم که در نطنز علاوه بر تعلیق گازدهی، ساخت و مونتاژ سانتریفیوژها هم تعلیق شود. من به تندی به او پاسخ دادم که شما در تهران به من قول دادید که تعلیق، تنها تعلیق گازدهی است و ما هم طبق نظر شما عمل کردیم. البرادعی گفت: اولا من تنها نیستم، کارشناسانی هم در آژانس هستند که نظر آنها چنین است. ثانیا تعلیق شما برای اعتمادسازی است بنابراین اگر سخت گیری کنید به هدف خود لطمه زده اید. اصولا شما برای چه می خواهید قطه بسازید وقتی که غنی سازی تعلیق می شود؟ این فعالیت را هم کنار بگذارید و همه را مطمئن کنید! این به نفع شماست.»

 

 

این در حالی است که روحانی در صفحه ۲۲۱ بار دیگر بر تاکید رهبر انقلاب نسبت به تعلیق نطنز فقط به معنای عدم گازرسانی به سانتریفیوژها تاکید می کند:

 

«ایشان راجع به تعلیق نیز بر نظر قبلی خود تاکید کردند که تعلیق محدود به همان گازدهی نطنز باشد که اجازه ایشان قبل از این نیز در همین حد بود.»

 

 اما با این حال وی در صفحه 222 با اشاره به مذاکرات بروکسل می نویسد:

 

«از طرفی بر سر تعلیق هم بحثی به وجود آمده بود چون آنچه در مذاکرات تهران قبول کرده بودیم با تفسیر آژانس تا حدی متفاوت بود. همه اینها به ماجرای جدیدی تبدیل شده بود و لذا نسبت به محتوای قطعنامه آتی تا حدی نگران بودیم!»

 

روحانی  در صفحه 223 و 224 صراحتا از دور زدن ایران توسط البرادعی و سه کشور اروپایی سخن می گوید و تاکید می کند که انتظار داشته آنها با صداقت با ایران رفتار کنند:

 

«به آنها (وزرای سه کشور) گفتم ما در مذاکرات تهران با هم توافق کردیم که بر مبنای تعریفی که مدیرکل آژانس از تعلیق داشته است اقدام کنیم ولی شما بر خلاف تعهدتان به البرادعی نامه نوشته و به او فشار آورده و گفته اید که تعلیق را به صورت وسیع تری تعریف کند. البرادعی به من گفت که سه کشور برای  من نامه فرستاده و گفته اند تعلیق، این چنین تفسیر شود. قرار ما این بود که با صداقت با هم رفتار کنیم!»

 

 

و در نهایت آنکه روحانی در صفحه ۲۴۰ آشکارا عبور تیم مذاکره کننده هسته ای وقت از خط قرمز رهبر انقلاب درباره حدود تعلیق را بیان کرده و تصریح می کند که علی رغم خط قرمز رهبر انقلاب مبنی بر محدودیت تعلیق نطنز به عدم گازرسانی، تیم مذاکره کننده به محدودیت های فراتر از این مساله در توافق بروکسل رضایت داد:

 

«پیشتر وزرای اروپایی در اجلاس بروکسل اصرار داشتند که ساخت قطعه و مونتاژ هم تعلیق شود که به آنها پاسخ منفی داده بودم اما به دلیل حوادثی که رخ داده بود، برای اینکه بتوانیم از مشکلات پیش آمده عبور کنیم و اروپایی ها را به موضع قبلی خود برگردانیم و در نتیجه در اجلاس مارس 2004 قطعنامه تندی علیه ما صادر نشود و هم چنین البرادعی را هم متقاعد کنیم که گزارش نامناسبی ارائه ندهد، شاید تنها راهل حل برای کنترل شرایط پیش آمده همکاری بیشتر با آژانس در زمینه تعلیق بود. لذا قرار شد تفسیر آژانس از تعلیق موارد مرتبط با غنی سازی را که شامل ساخت قطعه و مونتاژ هم می شد بپذیریم.»

 

جالب آنکه علی رغم همه این عقب نشینی ها و عبور تیم مذاکره کننده هسته ای ایران در سالهای ۸۲ تا ۸۴ از خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران طی مذاکره با سه کشور اروپایی، باز هم سلسله مذاکرات سعدآباد، بروکسل و پاریس به نتیجه نرسید و حتی شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز دو قطعنامه شدیداللحن علیه ایران صادر کرد و در نهایت با عملکرد خود موجب ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل شد.

 

 

لذا توجه در این ماجرا که عینا به نقل از کتاب خاطرات آقای روحانی نقل شده است نشان می دهد امروز بعد از ۱۵ سال از آن برهه،  اگر باز هم در بسیاری از موراد شاهد رعایت نکردن خطوط قرمز نظام از سوی تیم مذاکره کننده هسته ای در برجام اروپایی باشیم، اتفاق جدید یا عجیبی رخ نداده است.

 

از این رو باید افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری نسبت به آنچه که در مقطع کنونی در حال تکرار است هوشیار باشد چرا که  نقض خطوط قرمز رهبر انقلاب توسط تیم فعلی مذاکره کننده هسته ای ایران، امری مسبوق به سابقه است و تنها با هوشیاری ملت و پیگیری دقیق آنچه که این روزها در حال وقوع است می توان از تکرار تاریخ جلوگیری کرد و مانع از ضرباتی شد که با روند کنونی ، هزینه آن را در آینده باید مردم و نظام پرداخت کنند.

 

مطالب مرتبط

 

 

برچسب ها : ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است