خانه » سیاست داخلی ایران » عابدینی: ما هیچ دلیلی نداریم که حکومت پیامبر(ص) الهی بوده است/ روانبخش: بخش قابل توجهی از آیات قرآن مربوط به حکومت است؛ در طول تاریخ شیعه حتی یک فقیه را نمی توانید بیابید که منکر ولایت فقیه باشد

عابدینی: ما هیچ دلیلی نداریم که حکومت پیامبر(ص) الهی بوده است/ روانبخش: بخش قابل توجهی از آیات قرآن مربوط به حکومت است؛ در طول تاریخ شیعه حتی یک فقیه را نمی توانید بیابید که منکر ولایت فقیه باشد

گروه سیاسی-انتخابات: عصر روز یکشنبه دوم اردیبهشت مناظره ای با عنوان «ولایت فقیه از طرف خدا یا انتخاب مردم» با حضور قاسم روانبخش عضو هیات علمی موسسه امام خمینی(ره) و احمد عابدینی مدرس خارج فقه و فلسفه از سوی انجمن اسلامی دانشجویان در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد.

 

به گزارش انتخابات به نقل از «خبرنامه دانشجویان ایران» در ابتدای این مناظره عابدینی درباره موضوع مراسم گفت: من طرفدار ولایت انتخابی فقیه هستم نه ولایت انتصابی؛‌ بنده معتقدم هر جا حکومت تشکیل شود با اراده مردم بوده است و حتی ولایت پیامبر(ص) و علی بن ابی طالب(ع) نیز انتخابی است. به این نحو که مردم مدینه پس از فوت مرحوم ابوطالب،‌ به سراغ پیامبر(ص) آمدند و از وی خواستند که به مدینه بیایند و ایشان وقتی به مدینه آمد مردم دیدند آدم خوبی است او را حاکم خود قرار دادند. مردم در هر بخشی که با پیامبر(ص) قرارداد بستند، پیامبر(ص) مامور اجرای آن گردید. به طور مثال گفتند ما نسبت به امنیت شما میان راه مدینه و مکه تعهدی نمی دهیم، ولی در داخل مدینه امنیت شما را می پذیریم. بنابراین،‌ این گونه نیست که حکومت پیامبر(ص) حکومت الهی باشد. الهی بودن حکومت دلیل می خواهد و ما هیچ دلیلی نداریم که حکومت پیامبر(ص) الهی بوده است.

 

 

 وی ادامه داد: درباره ولایت علی علیه السلام و ائمه و ولایت فقیه هم وضعیت به همین منوال است. دلیلی نداریم که ائمه علیهم السلام و فقیه از جانب خدا منصوب شده باشند؛ مخصوصا اینکه درباره فقیه میان فقها اختلافات جدی وجود دارد. مثلا شیخ انصاری منکر ولایت فقیه است و صاحب جواهر ولایت فقیه را قبول دارد. این چه ولایت الهی است که میان بزرگان فقها اختلاف است؟

 

در ادامه این مناظره روانبخش ضمن تشکر از انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان که به ندای رهبر انقلاب مبنی بر ضرورت تشکیل کرسی های آزاد اندیشی لبیک گفته است، در پاسخ به اظهارات عابدینی اظهار داشت: ولایت پیامبر و ائمه علیهم السلام و ولایت فقیه انتصابی است و نقش مردم در مواردی که ذکر کردید بیعت است. مردم با بیعت خود با پیامبر(ص) و علی(ع) زمینه تحقق حکومت را فراهم کردند؛ نه این که به پیامبر(ص) و علی(ع) حق حاکمیت بدهند.

 

وی خطاب به عابدینی گفت: در همین کتاب درسنامه ولایت فقیه که در سطوح پایین حوزه برای طلاب تدریس می شود منکران حکومت الهی را به سه دسته تقسیم کرده است؛‌ دسته اول کسانی مانند علی عبدالرزاق مصری سنی روشنفکر مربوط به سال 1925 هستند که معتقد است هیچ دلیلی در کتاب الهی بر حکومت پیامبر(ص) وجود ندارد به همین دلیل حکومت الهی نداریم. معنای این حرف این است که اگر داشتیم الهی بودن حکومت دینی را می پذیرفتیم.

 

دسته دوم از قبیل مهندس بازرگان هستند که در کتاب «خدا و آخرت» معتقد است دلایلی در قرآن و سنت مبنی بر حکومت دینی وجود دارد ولی تجربه حکومت دینی نشان داده است که حکومت های دینی موفق نبوده و منجر به نفرت مردم از اصل دین شده اند مانند حکومت های کلیسا در قرون وسطی و حکومت بنی امیه و بنی العباس و .. .

 

دسته سوم سکولارها هستند که از اساس با دخالت دین در حکومت مخالفند و بر این باورند که اصلا دین حق دخالت در مسایل عرفی ندارد و عقل بشر خودش می فهمد چه باید کرد.

 

وی ادامه داد: خوب است خودتان بفرمایید که در میان این سه دسته از منکران جنابعالی جزو کدامیک از منکران حکومت الهی هستید؟ از اظهارات جنابعالی استفاده می شود که شما طرفدار دسته اول یعنی هم موضع با علی عبدالرزاق مصری هستید و معتقدید که هیچ دلیلی بر الهی بودن حکومت حتی حکومت پیامبر اکرم(ص) وجود ندارد. یعنی اگر اثبات شود که دلیلی در قرآن و سنت وجود دارد آن را می پذیرید.

 

سپس روانبخش به برخی آیات قرآن کریم مبنی بر حکومت دینی اشاره کرد و خطاب به عابدینی گفت: بخش قابل توجهی از آیات قرآن مربوط به حکومت است؛ آیاتی مانند آیات مربوط به جهاد، ‌قتال، صلح، حدود و دیات و قصاص،‌ زکات و خمس، طلاق، ازدواج و …. آیاتی است که تحقق آنها هرگز بدون حکومت امکان ندارد. علاوه بر این که در قرآن آیاتی وجود دارد که بر ضرورت حکومت تصریح می کنند. خداوند در سوره نساء آِیه 105، خطاب به پیامبرش می فرماید: «انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما ارک الله؛ خداوند بر شما قرآن را نازل کرد تا در میان مردم حکم کنید به آن چه که خداوند به تو نشان داده است.»

 

یا در آیه ۶۵ همین سوره می فرماید: «فلا و ربک لایومنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لایجدوا فی انفسهم حرجا مماقضیت و یسلموا تسلیما؛‌ سوگند به پروردگارت، مردم ایمان نخواهند داشت مگر آن که در مشاجرات و منازعات خودشان، شما را حاکم قرار دهند و قضاوت شما را بپذیرند و ذره ای نیز در دلشان نسبت به حکم شما کدورتی نداشته باشند و کاملا تسلیم شما باشند.» یا در آیه دیگر می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا اطیعو الله و اطیعوا الرسول؛ و اولی الامر منکم؛ خداوند به مردم امر می کند که همان گونه که از خدا اطاعت می کنند از پیامبرش و امامان معصوم نیز اطاعت کنند. این آیات و ده ها آیه دیگر بر حکومت پیامبر(ص) صراحت دارند و از هیچ کجا انتخاب استفاده نمی شود.

 

وی سپس درباره اظهارات عابدینی که گفته بود میان فقها در باب ولایت فقیه اختلاف است و  برخی مانند شیخ انصاری منکر‌ آنند،‌ گفت: ولایت فقیه یک موضوع اجماعی است و در طول تاریخ شیعه حتی یک فقیه را نمی توانید بیابید که منکر ولایت فقیه باشد، تنها استاد شما مرحوم منتظری می توان یافت که اواخر عمرش به وکالت فقیه رسید. این هم ظاهرا بعد از عزل وی از قائم مقامی رهبری بوده است.

 

آنچه را نیز که به مرحوم شیخ انصاری نسبت دادید صحیح نیست ایشان که از فحول علما و فقها می باشند قائل به ولایت فقیه است با این تفاوت که ابتدا در کتاب مکاسب، ولایت را به صورت محدود می پذیرند؛ ولی در کتاب القضاء که بعد از مکاسب نوشته شده است بر ولایت مطلقه فقیه تاکید می کنند که انشاء الله در ادامه برای شما توضیح خواهم خواند. چنین ادعایی از کسی مانند شما که می گویند استاد  درس خارج هستید بعید است.

 

عابدینی در ادامه با اشاره به سخنان روانبخش گفت: ما یک چیز از آقای روانبخش طلب داریم؛ ایشان باید سند اجماع فقها درباره ولایت فقیه برای ما بیاورند.

 

روانبخش صحبت های عابدینی را قطع کرد و کتاب فلسفه سیاسی نوشته حجت الاسلام شبان نیا را به وی نشان داد و گفت: همین الآن به محضرتان تقدیم می کنم. در این کتاب سیر تاریخی اجماع فقها از قرن پنجم تاکنون بررسی شده و دیدگاه شیخ انصاری نیز در این جا به صورت مستند آمده است.

 

عابدینی در ادامه با اشاره به تقسیم بندی روانبخش گفت: این چه حرفی است که دیدگاه من باید بر یکی از این سه دیدگاه منکران حکومت دینی منطبق باشد؟ دیدگاه عابدینی دیدگاه چهارم است. من در این مقاله ای که در سال ۸۷ از من چاپ شده است حرف علی عبدالرزاق را نقد کرده ام و در آن جا نظر خودم را گفته ام. من مطالعه کرده ام و خودم به این نظریه رسیده ام نه این که از کسی گرفته باشم. آقای روانبخش شما با این گونه برخوردها و برچسب ها نمی گذارید حرف نو زده شود و نمی گذارید علم رشد کند. اگر در دنیا علم رشد کرده به دلیل همین نوآوری ها بوده است.

 

یک روز می گفتند زمین محور است و خورشید دور زمین می گردد ولی با تحقیقات بشر و کارهای نویی که صورت گرفت امروز معلوم شد که کار به عکس است این زمین است که به دور خورشید حرکت می کند. حرف من این است که پیامبر(ص) حکومتش الهی نبوده است و دلیلی هم بر آن نداریم آیه اطیعوا الله و اطیعو االرسول هم که خواندید امرش ارشادی است ارشاد به حکم عقل است خود بشر می فهمد که حکومت خوب است و خدا به آن ارشاد می کند که از خدا و پیامبرش اطاعت کنید. اصلا آیه اطیعوا در مدینه نازل شده و ربطی به حکومت ندارد این آیه درباره هدایت معنوی و رشد اخلاقی و مسایل عبادی نازل شده است نه اطاعت در مسایل سیاسی و حکومتی. ما هیچ آیه ای در قرآن مبنی بر حکومت دینی پیامبر(ص) نداریم.

 

روانبخش در ادامه این مناظره گفت: اولا اگر  شما دیدگاهی غیر از سه دیدگاه منکرانی که من عرض کردم دارید خوب است تحت عنوان نظریه چهارم بفرمایید ولی حرف شما با علی عبدالرزاق سنی هیچ تفاوتی ندارد هر دو می گویید هیچ دلیلی بر حکومت دینی وجود ندارد.

 

ثانیا ما منکر حرف نو نیستیم، نواندیشی باید بر اساس اندیشیدن در چارچوب و روی اصول باشد وگرنه می شود بدعت که امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: «انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و آراء تبتدع؛‌ فتنه ها فقط با هوای نفس و بدعت ها آغاز می شود.» روشن است که هر حرف و سخنی به صرف این که نو و جدید است نمی توان گفت حرف خوب و درستی است.

 

ثالثا شما درباره آیاتی که من ذکر کردم پاسخی ندادید فقط می فرمایید اطیعوا، ‌امرش ارشادی است. راجع به دو آیه دیگری که برایتان خواندم چه می فرمایید؟ علاوه بر آنها آیات شریفه دیگری است که بر نصب و الهی بودن حکومت تصریح دارند. خداوند در آیه شریفه 124 بقره درباره حضرت ابراهیم(ع) می فرماید: «‌و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین؛‌ زمانی که خداوند آزمایشات ابراهیم را تمام کرد به او فرمود من تو را امام مسلمین قرار می دهم ابراهیم عرض کرد این مقام الهی به ذریه من نیز عنایت کن، خداوند فرمود این منصب به گنه کاران نمی رسد مختص به معصومین است.

 

در اینجا نفرموده است: «و یجعلونک الناس اماما، ‌مردم تو را امام قرار می دهند.» در ثانی اگر وکالت مردمی بود چرا ایشان برای ذریه اش از خدا درخواست می کند؟ علاوه بر آن در سوره ص آیه 26، خداوند خطاب به حضرت داوود(ع) می فرماید: «انا جعلناک خلیفة فی الارض فاحکم بین الناس بالحق و لاتتبع الهوی…؛ ‌ما تو را جانشین خودمان در زمین قرار دادیم در میان مردم به حق حکم کن واز هوای نفس خود پیروی نکن» این آیات تصریح دارند که پیامبرانی از جانب خدا به امامت بر جامعه و حکومت نصب شده اند و این که امامت الهی است و منصوب از جانب خدا رابعا طبق فرمایش شما که می فرمایید آیه اطیعوالله و اطیعوالرسول در مدینه نازل شده است نه در مکه بهترین دلیل بر مدعای ماست زیرا پیامبر در مدینه حکومت تشکیل داد نه در مکه؛‌ پس آیه ناظر به اطاعت از احکام حکومت نیز هست نه منحصر در احکام فردی.

 

عابدینی در ادامه ضمن پذیرش الهی بودن حکومت حضرت ابراهیم و داوود علیهماالسلام اظهار داشت: بله در این جا قبول دارم که حکومتشان الهی بوده و به نصب خداوند ولی درباره پیامبر(ص) خودمان باید دلیل بیاورید ما درباره الهی بودن حکومت پیامبر(ص) خودمان هیچ دلیلی نداریم. اصلا  قبل از این که پیامبر(ص) به مدینه بروند مردم نماز جمعه می خواندند و آیه «فاسعوا الی ذکر الله» نیز ارشادی است مردم در حالی که پیامبر(ص) نماز جمعه می خواند برای خرید و تجارت می رفتند و قرآن از آنها گلایه می کند معلوم می شود که امر فاسعوا وجوب ندارد فقها نیز به وجوب عینی نماز جمعه فتوی نداده اند. امام خمینی نیز آن را واجب تخییری می دانست. دستورات خدا ارشادی است ما نباید مردم را به زور به عقیده ای وادار کنیم باید زمینه را فراهم کنیم مردم را رشد بدهیم. اگر مردم رشد کنند خودشان می فهمند علی علیه السلام بهتر از دیگران است نیازی به نصب و تعیین ندارد این وظیفه من و شماست که مردم را روشن کنیم و رشد بدهیم تا خودشان با عقل خودشان برسند.

 

در ادامه روانبخش خطاب به عابدینی گفت: اولا به هر حال پس پذیرفتید که حکومت الهی و دینی داریم و خداوند آن را به حضرت ابراهیم و داوود علیهما السلام داده است. ثانیا مگر می شود خداوند مقام امامت و ولایت و حکومت را به حضرت داوود و ابراهیم بدهد ولی آن را پیامبر اسلام که گل سر سبد خلقت و همه پیامبران است ندهد؟

 

ثالثا حضرت ابراهیم برای ذریه اش هم تقاضا کرد و خداوند پاسخ داد که به ذریه گنهکار شما نمی دهم بی تردید پیامبر اسلام از ذریه ابراهیم است و ظالم و گنهکار هم نیست پس خداوند به ایشان هم داده است. رابعا چگونه است که وقتی خداوند به حضرت داوود می فرماید: «فاحکم بین الناس میان مردم حکم کنید»، ‌از آن حکومت الهی استفاده می شود ولی وقتی به پیامبر اسلام می فرماید: «‌فاحکم بین الناس بما ارک اللهٰ،‌ میان مردم حکم کنید به آن چه که خدا به شما نشان داده است» حکومت استفاده نمی شود؟!

 

خامسا آیه انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا… دلالت صریح دارد که همان گونه که خداوند بر شما حق ولایت و سرپرستی دارد پیامبر و امام معصوم نیز بر شما ولایت دارند و حق حاکمیت دارند نه تنها حق دارند بلکه با «انما» بر حصر ولایت آنها تاکید می کند و این که آنها حق دارند و دیگران یعنی اهل حل و عقد یا مردم این حق را ندارند. پس در این آیه می فرماید آنها سرپرست شما هستند و در آیه دیگر می فرماید از آنها اطاعت کنید و این یعنی حکومت دینی و الهی.

 

سادسا اگر شما می فرمایید مردم باید به رشد برسند تا خودشان انتخاب کنند پس چرا پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر خم،  علی علیهالسلام را منصوب کرد؟ چرا نگذاشت مردم به رشد برسند و خودشان انتخاب کنند؟ براستی مردم به رشد رسیدند و علی علیه السلام را انتخاب کردند یا ابی بکر و عمر و عثمان را انتخاب کردند؟!

 

بر فرض بفرمایید که مردم باید رشد کنند و خودشان انتخاب کنند و بتوانند میان علی علیه السلام و ابی بکر انتخاب کنند ولی مردم چطور میان  علی بن جعفر عریضی 90 ساله که در مسجد النبی(ص) صاحب کرسی تدریس بود و صدها شاگرد داشت و حضرت جوادالائمه(ع) که کودک 8 ساله بود، بتوانند امام جواد را انتخاب کنند؟ چطور میان جعفر عموی امام زمان که مدعی امامت شد و حضرت مهدی(عج) 5 ساله که کودکی بود امام را بشناسند و او را انتخاب کنند؟ ظاهرا بر مبنای نظر شما که ملاک را در ولایت پیامبر(ص) و امام معصوم را وکالت می دانید باید به ولایت ابی بکر و عمر و عثمان نیز ملتزم باشد همان که اهل سنت و علی عبدالرزاق به آن معتقدند؟

 

عابدینی در پاسخ به اظهارات روانبخش گفت: آیه انما ولیکم الله مربوط به ۲ سال آخر عمر پیامبر(ص) بود و در مدینه نازل شده است اگر ولایت پیامبر الهی بوده چرا این آیه در مکه نازل نشده است؟ طبق این آیه پیامبر(ص) در آن مدتی که در مکه بودند و در قبل از نزول این آیه ولایت نداشتند. ثانیا من ابی بکر و عمر را خلیفه نمی دانم میان علی(ع) و ابی بکر و عمر فاصله ۱۸ و ۲۰ نیست بلکه فاصله خیلی زیاد است. من می گویم جامعه باید به حدی از رشد برسد که خودش انتخاب کند. همه می دانند که علی(ع) بهترین است اگر به رشد برسند او را انتخاب می کنند.

 

روانبخش در ادامه اظهار داشت: مردم در حکومت پیامبر و ۲۳ سال زحمات و ارشادات آن حضرت به این حد از رشد نرسیدند و خواص و گل های سر سبد جامعه یعنی مهاجرین و انصار بعد از پیامبر(ص) به رغم نص صریح پیامبر(ص) بر حاکمیت و امامت علی علیه السلام به انحراف رفتند حال اگر حکومت دست دیگران باشد می گذارند جامعه به این رشد برسد؟ حکومت مقدمه رشد است باید حکومت تشکیل داد و با در اختیار گرفتن ابزارهای لازم و بسیج امکانات در جهت رشد و تعالی بشریت تلاش کرد.

 

امروز نیز اگر رادیو و تلویزیون دست دیگران باشد افکار مردم را به هر سمت و سویی که بخواهند می برند؛ یادتان هست زمان طاغوت صدا و سیما با فرهنگ مردم چه می کرد و در دانشگاه و آموزش و پرورش چه خبر بود؟ آیا اجازه می دادند من و شما بیاییم دانشگاه این جا با هم بحث و گفتگو کنیم تا جامعه به رشد برسد؟ رساله امام و تصویر امام ممنوع بود تا برسد به دیگر فعالیت های فکری فرهنگی و سیاسی. مگر مستکبران می گذارند که پیامبران کار هدایت و تبلیغ خودشان را انجام بدهند تا بشریت را به رشد برسانند؟

 

سپس روانبخش برای منصوب بودن فقیه اظهار داشت: وقتی ولایت الهی پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) اثبات شد اثبات ولایت فقیه بسیار آسان است. زیرا هم به حکم عقل و هم به اجماع فقهای شیعه و هم به تصریح ائمه علیهم السلام،‌ فقیه دارای ولایت است و از حق حکومت برخوردار است. در باب اجماع همان گونه که قبلا عرض کردم همه فقها از شیخ طوسی، شیخ مفید تا فقهای عصر حاضر بر آن تصریح دارند و هیچ فقیهی منکر ولایت فقیه نیست. عقل نیز بر ولایت فقیه در عصر غیبت حکم می کند.

 

همان گونه که آیت الله بهجت نیز بر آن استدلال کرده اند: ۱٫ اسلام دین جاودانه و محدود به زمان و مکان خاصی نیست و دارای احکام سیاسی و اجتماعی است. ۲٫ این احکام در عصر غیبت نباید تعطیل شوند. ۳٫ خود بخود نیز این احکام اجرا نمی شوند پس باید فردی که شبیه ترین فرد به امام معصوم است زمام حکومت را برای اجرای احکام در دست بگیرد و این شخص جز فقیه جامع الشرایط فرد دیگری نیست.

 

علاوه بر این دو دلیل، طبق روایت عمر بن حنظله، خود ائمه از جمله امام صادق علیه السلام با جمله «انی جعلته علیکم حاکما؛ من فقیه را بر شما حکم کردم و طبق توقیع شریف امام زمان(عج) در عصر غیبت صغری در پاسخ به پرسش اسحاق بن یعقوب فرمودند: «اما الحوادث الواقعه فارجعوا الی روات احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجت الله علیهم؛ اتفاقات جدیدی که می افتد و شما تکلیف خودتان را نمی دانید به راویان حدیث – یعنی فقیهی که احکام را می داند و می تواند بر آن واقعه تطبیق کند- رجوع کنید و آن هاحجت من بر شمایند و من حجت خداوند بر آن ها هستم.

 

وی ادامه داد: بر اساس این سه دلیل ولی فقیه از سوی امامی منصوب است که منصوب خداست اگر مردم در طول تاریخ به امر و نهی فقیه عمل می کنند و زن ناصر الدین شاه قلیان را می شکند و جوانان عزیزی در دفاع مقدس و در دفاع از حرم اهل بیت شهید می شوند بر اساس تبعیت از این ولایت الهی است نه به خاطر این که مرحوم شیرازی یا حضرت امام(ره) و حضرت امام خامنه ای نماینده و وکیل مردم هستند.

 

در پایان این مناظره این مناظره که تقریبا یک ساعت و ۴۰ دقیقه طول کشید در پایان حدود دو ساعت نیز به پرسش های دانشجویان اختصاص یافت.

برچسب ها : ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است