خانه » سیاست داخلی ایران » بی سوادی و موضع گیری های احساسی سلبریتی ها درباره موضوعات مهم کشور صدای روزنامه شرق را هم در آورد: سلبریتی ها باعث ترویج پوپولیسم در جامعه شده اند/ به خاطر دندان یا دماغشان مشهور شده اند و حالا درباره همه چیز هم نظر می دهند

بی سوادی و موضع گیری های احساسی سلبریتی ها درباره موضوعات مهم کشور صدای روزنامه شرق را هم در آورد: سلبریتی ها باعث ترویج پوپولیسم در جامعه شده اند/ به خاطر دندان یا دماغشان مشهور شده اند و حالا درباره همه چیز هم نظر می دهند

گروه سیاسی-انتخابات: این روزها “سلبریتی ها” سوژه اصلی جامعه و افکار عمومی را تشکیل می دهند، بطوریکه نگاهی به شبکه های اجتماعی و موضع گیری های رنگارنگ آنها که بعضا بسیار عجیب و غریب می نمایند این گزاره را اثبات می کند که سلبریتی ها تلاش می کنند یک کنشگر حاد سیاسی و اجتماعی و البته بدون دانش و آگاهی جلوه کنند.

 

به گزارش انتخابات، علی رغم ابراز پشیمانی و اقرار به اشتباه سلبریتی ها از رای سال گذشته به حسن روحانی که منجر به تولید هشتگ #پشیمانیم در شبکه های اجتماعی شد اما این اتفاق باعث تصحیح عملکرد آنها نشده است و در این رابطه همچنان روزی نیست که این جماعت درباره مسائل منطقه ای، فرامنطقه ای، بین المللی، بحران های جهانی، مسائل زیست محیطی، بحران کم آبی و جزئی ترین مسائلی که در کشور اتفاق می افتد که بعضا مشاهده شده متخصصان امر نیز سعی می کنند تا محتاطانه درباره آنها صحبت کنند، نظر نداده و پست و هشتگ تولید نکنند که این فرآیند موجب سطحی شدن جامعه شده است.

 

این عارضه پوپولیستی شاید بخاطر ذات شبکه های اجتماعی باشد که لایک و کامنت تعیین کننده است نه دانش و آگاهی اما به هر ترتیب سیاست و جامعه ای که روی موج هشتگ های سلبریتی ها حرکت کند شاید وضعیتی بهتر از این پیدا نکند.

 

به گزارش انتخابات در همین زمینه و پس از چند سال انتقادات پی در پی رسانه های انقلابی مبنی بر سطحی بودن سلبریتی ها و وارد شدن آنها به مسایل تخصصی تر جامعه، امروز حتی روزنامه اصلاح طلب شرق نیز طی یادداشتی به موشکافی مواضع پوپولیستی سلبریتی ها پرداخته که در نوع خود جالب است.  یادداشتی که اگر فراتر از تاکتیک به یک راهبرد در رسانه های اصلاح طلب تبدیل شود، حاکی از یک رشد و بلوغ فکری است و باید از آن استقبال کرد.

 

در ادامه متن کامل این یادداشت را می خوانید: 

 

تصور غالب اين است که چهره‌ها و ستاره‌های مشهور يا همان سلبريتی ها، روی مردم عادی تأثيرگذار هستند، اما در روزگار شبکه‌های اجتماعی و دنيایی که بر محور لايک و کامنت می چرخد- دست‌کم در ايران – به نظر اين قضيه برعکس شده است. حالا اين توده مردم عادی هستند که به سلبريتی ها فرم می دهند و برايشان تعيين می کنند که درباره چه چيزی حرف بزنند و از چه چيزی حرف نزنند.

 

اغلب افراد عادی؛ بيشتر همان‌ها که گاه با لشکرکشی به صفحه فلان بازيگر يا داور خارجی او را به فحش می کشند، با کامنت‌‌باران صفحات سلبريتی ها و فرستادن هزاران پيام به دايرکتشان از آنها می خواهند درباره فلان موضوع ابراز همدردی کنند و واکنش نشان بدهند يا اگر واکنشی متفاوت گرفتند يا چيزی نگفتند يا حتی اصلا به اينترنت دسترسی نداشتند که بنويسند، آماج انواع فحش‌ها و توهين‌ها قرار می‌گیرند.

 

نتيجه کار اين شده است که حالا در صفحات سلبريتی ها، فرقی نمی کند بازيگر باشند يا ورزشکار يا چهره‌هایی که به‌خاطر دندان‌ها يا دماغ يا فحش‌هايشان مشهور شده‌اند، با هر سطحی از سواد و اطلاعات، واکنش به هر چيزی را می بينيم؛ از ابراز نظر درباره دعوای دو شهر بر سر تقسيمات کشوری و مسئله آب و محيط‌زيست در شهری ديگر تا ترکيب تيم‌ملی در جام‌جهانی و ديدار ترامپ و کيم‌جونگ اون!

 

فرمول واکنش هم ساده است و نياز به هيچ اطلاعات و تخصصی ندارد، به اين شکل؛ انتقاد و گلايه از مسئولان با چاشنی توصيه‌های ساده‌انگارانه‌ا‌ی درباره اينکه چرا به فکر مردم نيستيد. بعضی ها آن را با تأسف‌خوردن به حال مسئولان بيان می کنند و بعضی با نفرين و «خدا لعنتتون کنه» و…!

 

از ميان اين سلبريتی ها هم غالبا کسی به خودش زحمت نمی دهد از افراد مطلع بپرسد يا حداقل خودش کمی جست‌وجو کند که مثلا در دعوای مردم دو شهر بر سر تقسيمات استانی (که حتی متخصصان موضوع هم مانده‌اند که قضيه را چطور حل‌وفصل کنند) صرفا به دليل يک هشتگ، طرف مردم يک شهر را نگيرد و خواسته‌های مردم شهر ديگر را به هيچ حساب نکند، چون درباره‌اش هيچ چيزی نشنيده‌ است.

 

يا وقتی مشکل آب در شهری رخ می دهد، پيگير شوند و بپرسند آيا آب هست و به مردم نمی دهند يا اگر آب نيست، مشکل و مانع نرسيدنش چيست و اگر جايی اعتراضی رخ می دهد و گلوله‌ای شليک می شود به محض شنيدن خبر صدای گلوله، با ترکيب کلمات خون و کشتن هشتگ نسازند، کمی صبر کنند و درباره موضوعی تا اين اندازه مهم و حساس بعد از گرفتن اطلاعات دقيق و شفاف واکنش نشان دهند.

 

مثلا درباره همين موضوع اخير مشکل آب در خرمشهر، دوستی در توييتر اين‌طور نوشت: «من که بچه خوزستانم با شناختی که از شرايط منطقه دارم خيلی محتاط اطلاع‌رسانی می کنم، فعال سياسی و سلبريتی مون از تو تهران جنازه هم ديده». 

 

جالب آنکه طبق خبرهای رسمی و تأييدشده خبرنگاران معتمد محلی، در پی شليک گلوله در شب اعتراضی خرمشهر، ۱۰ پليس مجروح شدند و يک شهروند! شليک گلوله را هم فردی شروع کرده که نه از نيروهای پليس بوده و نه در ميان معترضان به مسئله آب.

 

همه اين‌ واکنش‌های احساسی و هيجانی در شرايطی است که خيلی از سلبريتی ها سطح دسترسی شان به مسئولان و متخصصان و افراد مطلع بالاست؛ کافی است با آنها تماس بگيرند و جزئيات را بپرسند. ترديدی نيست که پاسخ خواهند گرفت يا حداقل در جريان مشکلات و کارهای در حال انجام يا انجام‌نشده قرار می گيرند يا حتی شايد پاسخ نگيرند، ولی دست‌کم برای گرفتن اطلاعات تلاش کرده‌‌اند و در ادامه نتيجه را به اطلاع مخاطبانشان هم برسانند. (البته اين انتقاد به بسياری از خبرنگاران فعال در توييتر هم وارد است که صرفا برای همراهی با موج، بی آنکه پيگير اطلاعات دقيق بشوند شروع می کنند به واکنش نشان‌دادن و…)

 

اما به نظر اين کار زحمتش زياد است و لايک زيادی هم به همراه نخواهد داشت. پس همه در اينستاگرام يا توييتر سروته قضيه را با يک ويدئو يا عکس و يک هشتگ و دوتا انتقاد و ابراز تأسف هم می آورند تا به خيالی بشوند سلبريتی يا هنرمند مردمی، به همين راحتی. بدون آنکه به عواقب و نتايج کارشان فکر کنند.

 

اما واقعيت اين است که اسم اين کار چيزی نيست جز پوپوليسم و کسی که به چنين کاری دست می زند، يک پوپوليست معمولی است که صرفا باب طبع توده کاربران شبکه‌های اجتماعی و دنبال‌کنندگانش (فالوئرها) عمل می کند. در حقيقت اين فالوئرها هستند که با لايک و کامنت‎هايشان به او شکل و جهت داده‌اند.

برچسب ها : ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است